تبلیغات
با تو ولــــــــــــــی تنــ ــــها - هستی...هستی...

با تو ولــــــــــــــی تنــ ــــها

از تمام دار دنیا فقط یکـــــــ چیز دارم: " دوستتـــــــ "

هستی...هستی...

خالی از هر چه که هست میشم….

از زمین سرد خاکی تا نگاهی عاشقانه….

بغض شب توی گلو خیلی وقته که نشسته میدونم ….

با خودم میگم تلخی این زمونه رو میســــــپرم بدست باد ….

چشمامو میذارم روی هم , سیاهی پشت چشممو با یه رنگ خوب پاک میکنم…

یادمو میدزدمو میبرم به اوج خاطرات گــــــرم تو ….

با دلم آخرین اسم تنهایی شبت رو فریاد میزنم ….

دست سردم میکشم تو خاطرات دلپــــــذیر تو ……..

تا خیال ورت نداره فکر کنی رفتی از سرم ….

شمعدونی کنار باغچه رو در میارم …..

با یه بغل آرزوهای داغ داغ میکارمش تو خاک سبز دل تو ….

و از لحظه لحظه*های خواندنم هراسی نخواهم داشت…

یکرنگی نگاهم و با خاطرات نگاه تو موزون میکنم …..

یه ریتم میسازم برای سکوت قصه مون ….

حالا چشمامو باز میکنم به امید بودنــــــت ….

خالی از هر چه که هست …

هستی, نیســــــتی, هستی ….. هستی
.
.
.






[ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 10:14 ق.ظ ] [ رضا ]

[ نظرات() ]