تبلیغات
با تو ولــــــــــــــی تنــ ــــها - نمی دانم می دانی یا نه ...

با تو ولــــــــــــــی تنــ ــــها

از تمام دار دنیا فقط یکـــــــ چیز دارم: " دوستتـــــــ "

نمی دانم می دانی یا نه ...

نمی دانی چقدر دلم می خواهد چشمانم را
به هر چه که گذشته است ببندم

و به روبرو نگاه کنم

به فردایی که دوست دارم

تو هم در آن باشی ...

به روزهایی که از حس خواستنت
سرشار است ...

از لحظه هایی که عقربک هایش را
به آستان با تو بودنم پیوند می زنم
و شبهایی که سیاهی اش را
با حسی ناشناخته
به روشنی نگاه تو می دوزم ...

دوست دارم با خودم تمام واژه های سپیدی که
تورا برایم معنا می کند تکرار کنم ...

و از تمام شاخه های آویخته درخت یاس
به یاد عطر نفسهایت
گلی بچینم و آن را در گوشه گوشه اتاق خالی ذهنم
بیاویزم ...

باشد تا تمام دالان های یادم از عطر رویش و
حضور بی بهانه ات مالامال شود

خوب می دانی
خوب می دانی که من با ثانیه ثانیه با تو بودن
زندگی می کنم ...

و لحظات بی تو بودن را با بی رحمی قتل عام می کنم

هر چند که می دانم هر چه هم این لحظات را بکشم

باز باید برای داشتنت با روزگار ستیز کنم
اما ...

برای دقایق نداشتنت چاره ای نمی اندیشم
و برای آن وقتهایی که هستی
در دلم جشن برپا می کنم
و با نگاه رویاییت
جای جای دلم را آذین می بندم
نمی دانم می دانی یا نه...

لحظه تولد من
به همان ثانیه ای برمی گردد
که تو برای اولین بار به من گفتی

دوستت دارم ...




[ پنجشنبه 18 خرداد 1391 ] [ 08:41 ب.ظ ] [ رضا ]

[ نظرات() ]

نمایش نظرات 1 تا 30