تبلیغات
با تو ولــــــــــــــی تنــ ــــها - اما تو باور نکن ...

با تو ولــــــــــــــی تنــ ــــها

از تمام دار دنیا فقط یکـــــــ چیز دارم: " دوستتـــــــ "

اما تو باور نکن ...

ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور

که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند ...

با این همه اگر عمری باقی بود ، طوری از کنار زندگی می گذرم،

که نه دل کسی در سینه بلرزد، و نه این دل ناماندگار بی درمانم ...

تا یادم نرفته است بنویسم :

دیشب در حوالی خواب هایم، سال پر بارانی بود...

خواب باران و پاییزی نیامده را دیدم

دعا کردم که بیایی، با من کنار پنجره بمانی، باران ببارد

اما دریغ که رفتن، راز غریب این زندگیست

رفتی پیش از آن که باران ببارد ...

می دانم، دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است!

انگار که تعبیر همه رفتن ها، هرگز باز نیامدن است

بی پرده بگویمت :

می خواهم تنها بمانم

در را پشت سرت ببند

بی قرارم، می خواهم بروم، می خواهم بمانم ؟!

هذیان می گویم ! نمی دانم...

نه عزیزم، نامه ام باید کوتاه باشد،

ساده باشد، بی کنایه و ابهام

پس از تو می نویسم :

سلام ! حال من خوب است

اما تو باور نکن ...

.
.
.



[ چهارشنبه 24 خرداد 1391 ] [ 04:43 ب.ظ ] [ رضا ]

[ نظرات() ]

نمایش نظرات 1 تا 30