تبلیغات
با تو ولــــــــــــــی تنــ ــــها - دست...

با تو ولــــــــــــــی تنــ ــــها

از تمام دار دنیا فقط یکـــــــ چیز دارم: " دوستتـــــــ "

دست...

ببین!

دست های ماهت را در دست های سرد و لرزانم حس نمی کنی؟

دستهایت را گذاشته ام روی قلبم تا حرف های مرا با دست های خودت بشنوی،باور کنی،نمی شنوی؟

احساس نمی کنی که قلبم چقدر پیشت التماس می کند؟

چقدر عذرخواهی می کند؟

چقدر گریه می کند؟

چقدر بی تابی می کند؟

دستهایت نمی شنود؟

دستهایت هم با من قهر است؟

دست راستت را همچنان گذاشته ام روی قلبم،درست روی سینه ی چپم،

دست چپت را از روی سینه ام برداشتم،گذاشتم روی صورتم ، ببین چقدر داغ است!

ببین چقدر مهربان است!

ببین چقدر تو را دوست دارد!

حس نمی کنی؟

دستهایت به تو هیچ چیز نمی گوید؟

تو هنوز با زبان دست ها آشنا نیستی؟

نه ؛ حیف ، حیف!

کاش می توانستم زبان دست ها را به تو بیاموزم.

دست ها حرف های خاص خودشان را می زنند ، حرف هایی را که زبان بلد نیست ، نگاه بلد نیست ، لب ها

بلد نیستند ، قلم ها بلد نیستند ، شعرها بلد نیستند ، موسیقی ها بلد نیستند ، خیال هم بلد نیست ، حرف های

دست ها حرف های دیگری است



بعضی حرف ها را فقط دست ها به هم می گویند ، فقط دست ها ، فقط دست ها ، فقط دست ها ...




منبع: " www.jayeto.blogfa.com "




[ جمعه 2 تیر 1391 ] [ 04:23 ب.ظ ] [ رضا ]

[ نظرات() ]