تبلیغات
با تو ولــــــــــــــی تنــ ــــها - گل و خار ...

با تو ولــــــــــــــی تنــ ــــها

از تمام دار دنیا فقط یکـــــــ چیز دارم: " دوستتـــــــ "

گل و خار ...


غنچه از خواب پرید

و گلی تازه به دنیا آمد

خار خندید و به گل گفت سلام

و جوابی نشنید

خار رنجید ولی هیچ نگفت

ساعتی چند گذشت

گل چه زیبا شده بود

دست بی رحمی آمد نزدیک

گل سراسیمه ز وحشت افسرد

لیک آن خار در آن دست خَلید و گل از مرگ رهید

صبح فردا که رسید خار با شبنمی از خواب پرید

گل صمیمانه به او گفت:

"سلام!"





[ سه شنبه 28 خرداد 1392 ] [ 11:38 ق.ظ ] [ رضا ]

[ نظرات() ]