تبلیغات
با تو ولــــــــــــــی تنــ ــــها - دلم تنگ است ! اما ...

با تو ولــــــــــــــی تنــ ــــها

از تمام دار دنیا فقط یکـــــــ چیز دارم: " دوستتـــــــ "

دلم تنگ است ! اما ...

دلم برای کسی تنگ است...
برای کسی که به گمانم به اینجا می آید و دست نوشته های دلم را میخواند...
کسی که تنها ردپایش "غریبه..." است...
کسی که او را "....." می نامم...


با توام !!!
دلم برایت تنگ است !
تو که با سلامت پریشانم کردی و با خداحافظیت ویرانم...

دلم تنگ است ! اما هنوز هم در آن جا میشوی...

دوباره میخواهم به سوی تو بیایم...تورا کجا میتوان دید؟

در آواز شب آویزهای عاشق؟؟؟
در چشمان یک عاشق مضطرب؟؟؟
در سلام کودکی که تازه واژه آموخته؟؟؟

کجا...؟

دلم میخواهد وقتی شب بیدار است برایت بنویسم...وتو آنها را بخوانی و جواب آنها را به نشانی همه ی غریبان جهان بفرستی...

میترسم...
میترسم از آن شبی که نتوانم برایت بنویسم...و دفترهایم خالی بماند...و حرفهای ناگفته ام هرگز به دنیا نیایند...

میترسم نتوانم بنویسم و آخرین نامه ام در سکوتی محض بمیرد...


کاش میتوانستم دوریت را برای دلم معنا کنم...

ای کاش!



[ شنبه 30 شهریور 1392 ] [ 01:26 ب.ظ ] [ رضا ]

[ نظرات() ]